سيزدهم برخي قبيله‌هاي تاتار اردوي زرين كه در جنوب روسيه وخانات قبچاق غربي مستقر شده بودند و پاي‌تختشان در سراي برولگاي سفلا واقع بود، روس‌ها را راندند. اين قبايل به يك‌ زبان اورال ـ آلتايي به نام كومان سخن مي‌گفتند، كه با تركي پيوند داشت‌. هنوز تاتارهاي قازان‌ (پاي‌تخت جمهوري شوروي تاتار) به گونه‌اي از زبان كوماني سخن مي‌گويند. اين مردم را به‌ لاتيني Comani يا Cumani و به روسي Polovtzi مي‌نامند.1 از سوي ديگر، با استقرار مجدد امپراتوري بيزانس در سال 1261 تجارت جنواييان در قسطنطنيه و پيرامون درياي سياه رونق‌ يافت‌. بازرگانان جنوايي در روسيه‌، كريمه و حتي ايران فعاليت داشتند. اين بود ضرورت اثري‌ كه اينك مي‌خواهيم توصيفش كنيم‌.
اين مجموعه حاوي دو بخش كاملاً متفاوت است‌. بخش نخست و مفصل‌تر (55 برگ در برابر 27 برگ‌) در سال 1303 به اهتمام يك تن ايتاليايي و احتمالاً جنوايي‌، تاليف شده و يك‌ واژه‌نامه‌ٴ لاتيني ـ كوماني ـ فارسي است‌. 29 صفحه‌ٴ نخست حاوي افعال است‌، هر كدام با دو يا سه حالت صرفي و چند اسم مرتبط با اين افعال‌، به‌ترتيب الفباي لاتيني‌. تنها در ص 30 واژه‌ٴ بيتيك (نوشتن‌) به خط ايغوري ديده مي‌شود و بقيه به خط لاتيني نوشته شده است‌. سپس‌ نوبت به قيدها، صرف ضماير و اسم‌ها مي‌رسد؛ در پي آن فهرستي از واژه‌ها به سه زبان به‌ترتيب‌ موضوعي آمده است‌: دين‌، آسمان‌، عناصر اربعه‌، طبايع اربعه‌، زمان‌، حواس پنجگانه‌، هوا، صفات‌، كيفيات‌، زندگي روزمره‌، كسب و حساب‌داري‌، ادويه و داروها (5 صفحه‌)، فلزات و ابزارهاي فلزكاري‌، جانوران خزدار و پوست‌فروشي‌، خياطي‌، كفاشي‌، نجاري‌، سلماني‌، حرف و مشاغل گوناگون‌، اعيان و مستخدمين‌، تجارت‌، رنگ‌ها، جواهرات‌، اعضاي بدن‌، روابط خانوادگي‌، عادات بد و خوب‌، جنگ و اسلحه‌، بخش‌هاي مختلف خانه‌، تهيه‌ٴ لباس‌، خانه‌سازي‌، جامه‌هاي مردانه‌، اسب و زين و يراق‌، اتاق خواب‌، سفره‌، آشپزخانه‌، درخت‌، كشت ميوه‌، سبزي‌ها، پستان‌داران‌، خزندگان و كرم‌ها، پرندگان‌، غلات‌، شير و ساير غذاها، هدف تجاري اين‌ بخش كاملاً هويداست‌.
بخش دوم احتمالاً بعد اضافه شده است‌، ولي نه چندان بعد، زيرا تمام نسخه‌اي كه به‌دست‌ پترارك رسيده به قلم يك فرانسيسي آلماني نوشته شده بود، كه در ميان قبچاق‌ها مشغول تبليغ‌ بوده و هدف اين بخش كاملاً ديني است و در واقع‌، راه‌نماي مختصري است براي استفاده‌ٴ مبلغان‌ ديني و حاوي متن هايي به كوماني‌، آلماني و ايتاليايي‌؛ هيچ نشانه‌اي از فارسي در آن ديده‌


1 .اين نام روسي به گوش موسيقي‌دوستان سراسر جهان آشناست و آن به‌خاطر رقص‌هاي پُلُوفْتزي در اپراي شاه‌زاده ايگور، اثر الكساندر برودين (1833 ـ 1877) است‌. يادداشت مرا درباره‌ٴ برودين ببينيد (اُسيريس 7، 247، 1939). البته نبايد از اين نوشته نتيجه گرفت كه قبچاق‌، كوماني و پلوفتزي هميشه اشاره به‌ يك قوم است‌. اين مسئله بسيار بغرنج است‌. مفهوم هر واژه‌ٴ قومي و جغرافيايي در طول زمان تغيير مي‌كند.